خواجه نصير الدين الطوسي
301
اخلاق ناصرى ( فارسى )
و از هيچكار از كارهاى بزرك اين عالم ملالت منما و در هيچوقت سستى و تأنى مكن و از خيرات تجاوز جايز مشمر و هيچ سيئه را در اكتساب حسنه سرمايه مساز ، از امراء فضل به جهت سرورى زايل اعراض مكن كه از سرورى دائم اعراض كرده باشى ، حكمت دوست باش و سخن حكما بشنو و هواى دنيا از خود دور كن و از آداب ستوده امتناع مكن ، و در هيچكار پيش از وقت آنكار مشو و چون بكارى مشغول باشى از روى فهم و بصيرت مشغول باش بتوانگرى متكبر و معجب مباش و از مصائب شكستگى و خوارى به خود راه مده ، با دوست معامله چنان كن كه به حاكم محتاج نشوى و با دشمن چنان كن كه در حكومت ظفر تو را باشد با هيچكس سفاهت مكن و تواضع با همهكس به كار دار و هيچ متواضع را حقير مشمر ، در آنچه خود را معذور دارى برادر خود را ملامت مكن ببطالت شادمان مباش ، و بر بخت اعتماد مكن ، و از فعل نيك پشيمان مشو ، با هيچكس مزاح مكن ، هميشه بر ملازمت سيرت عدل و استقامت و التزام خيرات مواظبت كن تا نيكبخت گردى انشاء اللّه تعالى . اينست وصاياى افلاطون كه خواستم ختم كتاب بر آن كنم و بعد از اين سخن قطع گردانم . خداى تعالى همگنانرا توفيق اكتساب خيرات و اقتناى حسنات كرامت كناد ، و بر طلب مرضات خود حريص گرداناد . انه لطيف مجيب ، و اليه المرجع و انيب . تمام شد كتاب اخلاق ناصرى ، بعون الله تعالى و عناية اوليائه